دو تا شش سالگي
Thursday, March 04, 2004
این مطلب رو الهام انتخاب کرده

تشنج در اثر تب بالا

در حدود 5 درصد یعنی 5 نفر از هر 100 نفر کودکان در سنین 6 ماهگی تا 5 سالگی
اگر مبتلا به بیماری های شایع عفونی مخصوصا اسهال عفونی و بیماریهای بثوری کودکان گردند اگر تب آنها بالا رود دچار تشنج میشوند
ابتدا دستها و پاها و تنه آنها سفت میشود سپس سفتی تبدیل به حرکات تکان خوردن میگردد و کودک به گوشه ای خیره میشود و معمولا هوشیاری خود را از دست میدهد

مدت این نوع تشنج بسیار کوتاه است و بیشتر از 2-3 دقیقه طول نمیکشد معمولا کمتر از 15 دقیقه


پس از توقف تشنج کودک بی حال است و به خواب میرود وپس از مدت کوتاهی بیدار میشود و هیچ گونه علائم عصبی ندارد
منبع کتاب من و کودک من
تالیف دکتر جواد فیض
از انتشارات امیرکبیر
Azita  ||  1:17 AM


Friday, February 27, 2004
و این هم باقی مطالبی که فرشته از کتاب مراحل رشد و تحول انسان نوشته دکتر محمدرضا شرفی انتخاب کرده
مراحل رشد و تحول انساني(چهار سالگي)

خصوصيات جسماني-حركتي

1-سرعت افزايش قد و وزن كمتراز سه سالگي است

2- فعال وپرانرژي است .

3-مستعد ابتلا به بيماريهاي دوران كودكي است.

4-از فعاليت هايي كه باعث تحرك عضلاني مي شود لذت مي برد.

5-در مقايسه با سه سالگي بين چشمان و دستان وانگشتان هماهنگي بيشتري براي گرفتن اشيا وجود دارد.

6-در حركات كودك توازن وهماهنگي ديده مي شود.

7-با برداشتن گامهاي متناوب از پله ها بالا مي رود

8-مي تواند با پنجه هاي پا بدود و روي نوك پا بايستد

9-مي تواند لي لي كند.

10-به سرعت دوچرخه مي راند وبا مهارت دور مي زند

11-از وسايل وجاهاي بلند بالا ميرود

12-مي تواند به هوا بپرد بچرخد وتاب بخورد

13-مي تواند دايره و مثلث ترسيم كند

14 – مي تواند شكل آدم را كه سه يا چهار قسمت دارد ترسيم كند

15- به علت توانايي جسماني وحركتي مي تواند بسياري از كارهاي شخصي را مانند پوشيدن كفش ولباس شستن صورت و رفتن به دستشويي را خود انجام دهد.





خصوصيات عقلي-ذهني

1 -خودمدار و خودمركز است ونقطه نظرهاي ديگران را به خوبي درك نمي كند

2-رابطه بين كل و جزء را به خوبي نمي فهمد

3- خصوصيات جانداران را به موجودات بي جان نسبت مي دهد

4- همه چيزرا ساخته دست انسان مي داند

5- قدرت تقليد در او شديد است وحتي چيزهايي را كه در زمان حال ديده نمي شود تقليد مي كند(تقليد در غياب الگو)

6-به يادگيري علاقه مند است

7- كنجكاو است وزياد سوال مي كند

8-به رابطه بين علت و معلول پي مي برد

9-به علت گستردگي زمينه توجهش به قصه هاي طولاني علاقه مند است

10-درتخيلات خود غرق مي شودوميان تخيلات و واقعيات تفاوتي قايل نيست

11-شناخت او بر اساس تجربيات ملموس است

12-معني لغات را مي پرسد

13-درباره مرگ ونحوه تولد كودك كنجكاو است وغالبا در اين دو مورد سوال مي كند

14-بلندي كوتاهي بزرگي و كوچكي اشيا را تشخيص مي دهد

15-شروع به درك زمان گذشته وحال مي كند


خصوصيات عاطفي

1-به كودكان علاقه بيشتري نشان مي دهد

2-در مقايسه با سه سال اول زندگي احساس او به خانواده بيشتر وشديدتر مي شود

3-به آساني گريه مي كند

4-نسبت به كارهاي ديگران علاقه نشان مي دهد

5-به تواناييهاي خود اطمينان دارد

6-از اشخاص ناشناس حيوانات وصداها مي ترسد

7-به بيان خود اطمينان دارد

8-محركهاي خارجي اورابه آساني دچار دگرگونيهاي عاطفي(ترس حسادت وخشم) مي كند

9-اگر اورا از كاري كه مي خواهد انجام دهد بازدارند اعتراض مي كند

10-به برادران وخواهران كوچكتر از خود علاقه نشان مي دهد واز ناراحتي آنها اندوهناك مي شود


خصوصيات اجتماعي

1-در مقايسه با سه سالگي به بازيهاي گروهي علاقه بيشتري نشان مي دهد

2-دوستان محدودي پيدا مي كند

3-تمايل بيشتري دارد كه با همجنسان خود بازي كند

4-ديگران را در اموال خود شريك مي كند

5-براي نشان دادن قدرت وقيد ناپذيري خود معمولا كتك ميزند لگد مي پراند مي شكند وفرار مي كند

6-بي احترامي نسبت به ديگران واستفاده از كلمات نا مطلوب در او ديده مي شود

7-در روابط اجتماعي نسبت به دستورات سركش است ومخالفت مي ورزد

8-در روابط اجتماعي خود سختي وخشونت نشان مي دهد

9-قيد ناپذير است وبه اصول وقواعد اجتماعي اعتنا ندارد

10-در چهارونيم سالگي نسبت به بزرگترها كمتر سركشي نشان مي دهد

11-در چهارونيم سالگي نوع بازيهاي او آرامتر است وبهتر مي تواند عدم موفقيت را تحمل كند


كتاب : مراحل رشد وتحول انسان

دكتر محمد رضا شرفي

Azita  ||  10:05 PM


Wednesday, January 14, 2004
مطلب زير رو دوست خوبمون فرشته از كتاب مراحل رشد و تحول انسان نوشته دكتر محمدرضا شرفي انتخاب كرده

مراحل رشد و تحول انساني(سه سالگي)
خصوصيات جسماني-حركتي
وزن و قد با سرعت افزايش مي يابد ولي در مقايسه با سنين گذشته سرعت آن كمتر است فعال وپرانرژي است ولي زود خسته مي شود
مستعد ابتلا به بيماريهاي دوران كودكي است.
با برداشتن پا يكي پس از ديگري از پله ها بالا مي رود
براي پايين آمدن هردوپارا روي يك پله مي گذارد
ازوسايل گوناگون به راحتي وبا مهارت بالا مي رود
مي تواند سه چرخه براند



خصوصيات عقلي-ذهني
1 -خودمدار است وبه ديگران كمتر توجه دارد
2-مسايل را از ديد خود مي بيند ونقطه نظرهاي ديگران را درك نمي كند
3-فكر ميكند همه چيز ساخته دست بشر است
4- فكر مي كند كه همه جمادات خصوصيات موجودات جاندار را دارا هستند
5 - به وسيله واژه ها وتجربه ها وخاطرات گذشته را به ياد مي آورد
6- قدرت تقليد شديد دارد
ازتجارب خود براي مادرش صحبت مي كند
حكايات ساده وقابل فهم را تكرار مي كند
اشياي آشنايي را كه مي بيندنام مي برد
به طور قابل فهم حرف مي زند
11-معمولا دوياسه رنگ رامي شناسد ونام مي برد
12-به قصه گوش مي دهد و ميخواهد قصه هايي را كه دوست دارد دوباره بشنود
13-نسبت به مسايل جنسي كنجكاوي نشان مي دهد
14-سوالات زيادي ميپرسد كه با چه و كجا شروع مي شود

خصوصيات عاطفي
انحصار طلب است
به تاييد بزرگترها نياز دارد
تحت تاثير وضع و موقعيت كلي خانواده است
ستيزه جو و لجباز است
اگر مانع خواسته هايش شوند عكس العمل پرخاشگرانه نشان مي دهد
ميل به رهبري دارد
به برادران و خواهران كوچكتر از خود محبت نشان مي دهد
به خود و فعاليت هاي خود مباهات مي كند
در سن سه ونيم سالگي به علت سازگاري اخلاقي احساس عدم اطمينان وامنيت نسبت به خود وديگران مي كند
10-در سن سه ونيم سالگي ناآرامي ونا ايمني غالبا با گريه وسوالاتي مثل مادر مرا دوست داري؟ ظاهر مي شود
11-در سن سه ونيم سالگي ميل دارد مركز توجه باشد واگر توجه به شخص ديگري معطوف شود حسادت مي ورزد
12-در سن سه ونيم سالگي بي ثبات و ناپايداراست(مثلا يك دقيقه بسيار خجالتي ودقيقه بعد بسيار پررو است)
13-در سن سه ونيم سالگي علاقه كودك از مادر به پدر منتقل مي شود وپدر مظهر كمال ترقي مي گردد

خصوصيات اجتماعي
بيشتر در كنار كودكان ديگر به بازي مشغول مي شود ولي با آنها بازي نمي كند
براي كمك كردن در وظايف روزمره اظهار تمايل واستقلال مي كند
علاوه برگرفتن به بخشيدن و دادن وسايل خود به ديگرلن علاقه نشان مي دهد
از دستورات ديگران اطاعت مي كند

كتاب : مراحل رشد وتحول انسان
دكتر محمد رضا شرفي
Azita  ||  5:10 AM


و باز هم از آرام به نقل از پروفسور سلطان‌زاده

اگر كودك به خوردن بعضي از غذاها علاقه نشان نمي دهد چه بايد كرد؟

اگر كودك علاقه كافي براي خوردن بعضي از انواع غذاها ندارد مادر بايد آن غذا را به روشهاي مختلف درست كند تا همان ماده غذايي با مزه و طعم جديد مورد استفاده كودك قرار گيرد و اگر باز هم از خوردن امتناع كرد مي توان از جانشين هاي آن ماده غذايي استفاده نمود.

بعضي از مادران شكايت دارند كه كودكشان گوشت تكه يا تخم مرغ نمي خورد و يا شير كم مي خورد و يا شيريني زياد طلب مي كند. در زير چند پيشنهاد براي راهنمايي اين مادران آورده شده است.

كودكاني كه گوشت تكه اي نمي خورند

بهتر است گوشت را به قطعات بسيار كوچك و ريز تقسيم كنيد كه بخوبي پخته شود مثلاً بصورت حليم گندم درآيد.

قطعات بسيار ريز گوشت را مخلوط با حبوبات كاملاً بپزيد و نرم كنيد همراه با يك قاشق غذاخوري و روغن زيتون و يك قاشق مرباخوري آب ليموترش يا آب نارنح تازه به كودك بدهيد.

گوشت چرخ كرده را بصورت كوفته قلقلي درآوريد يا بصورت مخلوط با گوجه فرنگي بجاي سس روي ماكاروني بريزيد يا كتلت ( مخلوط گوشت و سيب زميني و تخم مرغ) به شكلهاي كوچك و زيبا تهيه كنيد و يا بصورت مخلوط با آب گوجه فرنگي و لوبيا وبرنج ( لوبيا پلو) بپزيد.

از گوشت مرغ يا ماهي استفاده كنيد.

اگر كودك هيچ يك از انواع گوشت را نمي خورد از جانشين هاي آن استفاده كنيد مثل زرده تخم مرغ،‌سفيده تخم مرغ، عدس، پنير با بادام يا گردو ، لوبيا چيتي پخته شده ، بادام زميني بدون پوست ، شير و ماست.

برنج را در آب گوشت يا مرغي كه مي پزيد بريزيد و بصورت كته نرم ، با انواع سبزي ها و يا عدس، به او بدهيد.

كودكاني كه اصلاً گوشت نمي خورند بايد از نظر دريافت آهن مورد توجه باشند.

اگر تخم مرغ سفت شده را نمي خورند

تخم مرغ سفت شده را با كمي كره ياشير نرم كنيد.

زرده و سفيده تخم مرغ را بزنيد و داخل سوپ بريزيد و بگذاريد چند جوش بزند.

زرده و سفيده تخم مرغ را با كمي شير ( 2 قاشق غذا خوري) مخلوط كرده و در روغن بپزيد ( خاگينه)

سيب زميني پخته شده و تخم مرغ سفت شده را رنده كنيد و به آن كمي كره يا روغن زيتون بزنيد ( تقريباً مثل سالاد اولويه ولي بدون سس مايونز) / يا به آن ماست و روغن زيتون يا كمي شير اضافه كنيد.

تخم مرغ را بزنيد و با نصف استكان ماست در ته قابلمه اي كه براي او كته درست مي كنيد بريزيد. ( مثل ته چين).

ماكاروني را بپزيد آبكش كنيد يك تخم مرغ را بزنيد و با يك استكان شير مخلوط كنيد، كمي پنير در آن رنده كنيد و با ماكاروني دم كنيد.

تخم مرغ را بزنيد و با كمي خامه و آبليمو به سوپ او اضافه كنيد و بگذاريد بپزد. ( از مصرف تخم مرغ خام يا نيم پز پرهيز كنيد)

اگر شير مادر يا هيچ شيرديگري را نمي خورند

ماست را جانشين شير كنيد و دوغ و ماست را در وعده هاي غذاي كودك بگنجانيد.

در بعضي از غذاها از شير استفاده كنيد مثلاً آرد و كره و شير را به سوپ اضافه كنيد.ماكاروني و شير و پنير درست كنيد. به كودك شيربرنج و فرني بدهيد.

با شير و كره و پنير و كمي آرد، سس درست كنيد روي ماكاروني يا روي سبزيهاي پخته شده بريزيد.

اگر سبزي يا ميوه نمي خورند

كودكان ممكن است در اين سن يك نوع ميوه يا سبزي را نخورند و نوع ديگر را بهتر بپذيرند هر كدام را كه بهتر مي خورند بيشتربدهيد اما گهگاه سبزيها يا ميوه هايي را كه نمي خورند باز امتحان نموده و پيشنهاد كنيد.

سبزيهايي مثل كرفس و هويج را بپزيد. ( نه خيلي زياد كه له شود بلكه كمي ترد باشد) و بگذاريد كودك آنرا با دست بردارد و بخورد.

سبزيها را ريز كرده و در سوپ او بريزيد.

كمي ماست چكيده برروي سبزيهاي پخته بريزيد يا سبزي را با نان و پنير به او بدهيد.

اگر ميوه نمي خورد ، آنرا رنده كرده يا به تكه هاي كوچك تقسيم كنيد و با كمي خامه يا ژله به او بدهيد . ( مثل سالاد ميوه) يا در تهيه ژله به جاي آب، آب ميوه بريزيد يا ژله درست كنيد و تكه هاي بسيار كوچك ميوه را به ژله اضافه نماييد. ( فراموش نكنيد ميوه و سبزيها را قبل از مصرف خوب شسته و ضد عفوني نماييد.)

اگر شيريني زياد مي خورند

چون عادت به خوردن مواد شيرين از كودكي ايجاد مي شود. لذا براي پيشگيري از ايجاد اين عادت بايد:

خريد شيريني و درست كردن غذاهاي شيرين را كاهش دهيد.

در غذاهاي شيريني كه تهيه مي كنيد ، از شكر كمتري استفاده نماييد.

مواد شيرين مثل بستني و شكلات را به عنوان جايزه به كودك ندهيد بلكه مقدار كمي از آن را جزو برنامه غذاييش بگذاريد.

مراقب دندانهاي كودك نيز باشيد و بعد از مصرف مواد شيرين حتماً دندانهاي او را مسواك بزنيد.

Azita  ||  4:56 AM


Monday, October 13, 2003
ويژگيهای سنی خردسالان و ميزان تواناييهای آنها در سنين مختلف

در 3 سالگی
رشد جسمی:
بدست آوردن تعادل نسبی
ايستادن روی پنجه
بالا رفتن از پله پايين آمدن از پله به طوريکی از هر دو پا روی يک پله استفاده می کند
هماهنگی بيشتر بين دست و چشم
اختيار در حرکات دست، در حاليکه انگشتان هنوز مهارت کافی نيافته اند

رشد عقلی و ذهنی:
عدم درک نقطه نظرهای ديگران
درک نسبی بزرگی، کوچکی، کمی و زيادی اشيا بر حسب کميت
بياد آوردن تجربيات و خاطرات گذشته از طريق واژه ها ( اشيا و اشخاصی را که می بيند نام می برد)
غنی ساختن روزبروزخزانه لغات ( دايره لغات به 1000 کلمه می رسد. در ضماير جمع ، از حرف ربط، تعريف و قيود می تواند استفاده کند )
دو يا سه رنگ را می شناسد می تواند نام ببردو آنها را جور کند
شناختش بيشتر بر اساس تجربياتی است که از طريق حواس پنچگانه خود کسب کرده است
خود مدار است؛ مشکل می تواند نقطه نظری غير از آنچه که مربوط به خودش است داشته باشد.
درک مفهوم اعداد يک و دو در او پيشرفت کرده است . اعداد را می شمارد ، ولی نمی تواند ترتيب آنها را حفظ نمايد
تقليدگر است
تجسم جهان بوسيله تصاوير ذهنی و نمادها ( سمبل ها )

رشد اجتماعی:
گرچه ميل دارد با بچه های ديگر به بازيهای ساده بپردازد، اما بيشتر تمايل دارد در کنار کودکان ديگر بازی کند نه با خود آنها.
ميل به تصاحب وسايل
دوست دارد رهبر باشد

رشد عاطفی:
بی ثباتی و ناپايداری؛ گاهی خجالتی، کم حرف و ساکت و گاهی پر حرف، شلوغ و بی پرواست.
دوست دارد مورد توجه باشد.
علاقه کودک در اين سن از مادر به پدر منتقل شده و پدر برای او مظهر کمال می گردد.
تخيلات بسرعت در حال رشد است . حرفهای خيالی او دال بر تخيلات قوی و خلاقيت اوست. لذا حرفهای دروغ او بعلت دروغگويی نيست ، بلکه منشا آن خيال پردازيهای کودک است.

در 4 سالگی
رشد جسمی:
حرکات بدن هماهنگی بيشتری می يابد .
از پله ها با يک قدم پايين می رود
لی لی می کند، با مهارت دو چرخه می راند و دور می زند.
بين حرکات دست و چشم و انگشتان هماهنگی بيشتری بوجود می آيد؛ اين هماهنگی کودک را وادار می سازد تا اشيا را بهتر بگيرد. می تواند توپ را بگيرد و پرتاب کند.
فعالو پر انرژی است. فعاليتی که منجر به حرکات بدنی می شود ، دوست دارد.
زود خسته می شود.
براحتی کارهای شخصی مانند لباس پوشيدن و کفش به پا کردن، شستن دست و صورت و مسواک زدن را می تواند انجام دهد.
می تواند مداد دست بگيرد و خطوطی را ترسيم کند.

رشد اجتماعی:
کودکان ديگر را در اموال خود شريک می کند.
برای خود دوستانی پيدا می کند.
به بازيهای گروهی علاقه پيدا می کند.
بيشتر دوست دارد با هم جنس و هم سن خود بازی کند.

رشد عاطفی:
مهربان است
متمرد و سرکش است.از دستورات سرپيچی می کند زير قولش می زند، ولی زمانی ديگر حالت تسليم و اطاعت در او پيدا می شود ، کودکی مطيع و سر براه می گردد.
گاهی پر توقع است؛ اگر به حرفش گوش ندهيد از نظر او ظالم هستيد.

رشد ذهنی و عقلی:
هم چنان خود مدار است و اين خود مداری بصورت طرح سوالات مکرر ابراز می شود
نقطه نظرهای ديگران را به خوبی درک نمی کند.
از فهميدن رابطه بين کل و جز عاجز است
معنی لغات را می پرسد
قدرت تقليد در او زياد می شود.
دايره لغاتش به 1500 کلمه می رسد
اسم ، جنس ، سن و آدرس خود را می داند.
به آسانی قادر است چهار رنگ را کاملاً جور کند
اشيا را به طور صحيح می تواند بشماردو نام ببرد.
از بازيها برداشتی هوشيارانه دارد.از اين رو می تواند زمان بيشتری را به يک بازی اختصاص دهد.
ادامه دارد...
رفتار با کودک / زهرا معتمدی
شراره
shadi  ||  8:46 PM


ترس


ترس واكنش هيجاني است و هر گاه امنيت جسمي و عاطفي و شخصيتي انسان به خطر بيفتد ظاهر مي شود
اين واكنش عاطفي كاملاً طبيعي است و از همان بدو تولد در كودك مشاهده مي شود . اطفال معمولاً از بعضي پديده ها مي ترسند و علت ترس آنها براي پدر و مادر شناخته شده نيست.
ترس كودك در سنين مختلف
ترس نوزادان
نوزادان از صداي بلند و از دست دادن تعادل يا سطح اتكا مي ترسند و ترس خود را با جيغ و گريه و جمع كردن دست و پا نشان مي دهند.به اين ترسها ، ترسهاي اوليه ميگويند كه به مرور زمان برطرف مي شود.
ترسهاي معمول كودكان
در اغلب كودكان، در سنين 6تا 8ماهگي، ترس از افراد بيگانه ديده مي شود و ممكن است تا 18 ماهگي نيز ادامه يابد. ولي با بالا رفتن سن كودك نوع ترسها نيز تغيير مي كند. ترس از تاريكي و تنهايي و ترس از حيوانات بين 2 تا 5 سالگي ظاهر مي شود
ترس نوجوانان
در دوران بلوغ بر اثر تغييرات جسمي و عاطفي، ترسهاي موهومي نظیر ترس از اشباح و چيزهاي غير واقعي و اتفاقات غير منتظره مثل وقوع سيل و... در نوجوانان ظاهر مي شود .
علل ترس
ترس كودكان به اعتبار علل مختلف آن به انواع زير تقسيم مي شود :
1-ترسهاي عمدي:
علت ترس ممكن است عمدي باشد؛ يعني كودك را از چيزي ترسانده باشيم ؛ مثل ترساندن كودك از چيزهاي خطرناك ، نظير آب جوش ، برق و...
گاهي اوقات برخي از پدر و مادرها از ترساندن كودك به منظور تربيت كردن او بهره مي گيرند؛ مثل زنداني كردن كودك كه سبب پيدايش ترس از تاريكي و تنهايي مي شود.
2- ترسهاي تصادفي:
علت ترس ممكن است تصادفي باشد؛ يعني بدون آنكه شما بخواهيد كودكتان تصادفاً در شرايط ترسناكي قرار بگيرد و بترسد.
مثل تجربه تلخ حمله سگ.
3- ترسهاي اكتسابي:
ترس ممكن است از مادر به كودك سرايت كند و كودك ترس را از مادر خود كسب كند. مادري كه به محض مواجه شدن با موقعيتي نامطلوب جيغ ميزند و مي لرزد و به لكنت مي افتد، ترس خود را به آساني به كودكش منتقل مي كند. مثل ترس از رعد و برق
4- ترسهاي عاطفي:
ترس ممكن است به علت هيجانات عاطفي و فشارهاي روحي كودك باشد. تنشهاي عصبي و عاطفي ابتدا به صورت اضطراب و سرانجام به صورت ترس دائمي در كودك ظاهر مي شود ،مانند:
-اضطراب ناشي از دوري پدر ومادر
- احساس گناه
- كشمكش پدر و مادر
اثرات ترس بر كودك
به طور كلي ترس دائم و قابت به هر علت كه باشد اثر بسيار نامطلوبي بر جسم و روان كودك به جا مي گذارد و كودك را از زندگي طبيعي و شاد محروم مي سازدو در نوع حادش سبب اختلال در جسم و روان كودك مي شود .
اطفال در مقابل ترسهاي شديد ،واكنشهاي متفاوتي نظطر لكنت، شب ادراري ، كم رويي ، افسردگي و گيجي از خود نشان مي دهند.
ترس مفيد
ترس همواره مضر و مخرب نيست، بلكه برخي از ترسها مفيد و لازم نيز است. اين گونه ترسها را بايد در كودكان براي اجتناب كردن آنها از خطر به وجود آورد.
برخي از كودكان دست به كارهاي خطرناكي مي زنند ، اين شجاعت نيست بلكه اين گونه كودكان از درك خطر عاجز هستند و نمي دانند چرا دست به چنين كارهايي مي زنند بنابراين لازم است به آنها احتياط آموخته شود
روشهاي مقابله با ترس كودك
براي مقابله با ترس كودك دو شيوه وجود دارد:
الف) شيوه پيشگيري، پيش از آنكه كودك در موقعيت ترسناك قرار بگيردآمادگيهاي لازم را به او بدهيد
-اگر احتمال مي دهيد كودكتان از صداي رعد و برق بترسد در يك روز طوفاني او را لبس بپو شانيد و به حياط يا بالكن ببريد و به او بگوييد كه حالا در آسمان برقي را خواهد ديد و صداي بلندي را خواهد شنيد و به اين صورت با او بازي كنيد
- اگر حدس مي زنيد كودكتان از دندانپزشك بترسد او را پيش از آن كه با دندانپزشك روبرو شود آماده سازيد
اگر كودك بايد براي مدتي در بيمارستان بستري شود او را از قبل آماده سازيد .
-اگر خودتان از چيزي ترسيديد، سعي كنيد تا جايي كه برايتان امكان دارد خود را منترل كنيد چون دلهره و اضطراب شما به كودك منتقل خواهد شد.
- هرگز نزد كودك از خطر احتمالي يا مكان وقوع حادثه اي صحبت نكنيد.
ب) شيوه كاهش ترس، چگونه بايد با كودك ترسو برخورد كرد؟ چگونه مي توان ترس او را از بين برد يا حداقل كاهش داد؟
- هرگز كودك خود را بخاطر ترسش، مسخره نكنيد.
- او را مورد تهديد و سرزنش قرار ندهيد.
- از گفتن جملاتي نظير: خجالت آور است ، تو ديگر بزرگ شده اي و.... جداً بپرهيزيد
- با او در باره افراد شجاع صحبت كنيد
- نزد او از افراد ترسو انتقاد كنيد و رفتار آنها را زشت بشماريد
- تا جايي كه مي توانيد او را به مهر و علاقه خودتان نسبت به او مطمئن سازيد.
او را از نظر بدني و مزاجي تقويت كنيد.
-علت ترس را بيابيد
- رفتار عاقلانه و خونسردانه پدر و مادر در برخورد با شرايط خطرناك نمونه اي از رفتار صحيح در موقعيتهاي خطرناك را به كودك نشان مي دهد. بنابراين سعي كنيد براي كودك خود الگوي مناسبي باشيد.

از کتاب رفتار با کودک/ دکتر زهرا معتمدی
شراره
shadi  ||  8:41 PM


رفتار با کودک

سلام دوستان شراره ( شيندخت ) هستم .
من مطالبي در مورد روانشناسي كودك و نوجوان تهيه كردم و در قسمتهاي مختلف اينجا مي گذارم اميدوارم مورد استفاده شما قرار بگيرد.

آيا تربيت كودك كار ساده اي است ؟!
بعضي از والدين تربيت كردن كودك را كار ساده اي مي دانند و براي آن اهميت چنداني قائل نيستند
اما چطور مي توان گفت كه امور كشاورزي ،دامپروري و .... به تخصص نياز دارد ولي تربيت كودك نيازي به آگاهي ندارد ؟ هر زن و شوهر پيش از بچه دار شدن بايد با مسائل تربيتي كودك آشنا شوند .
آيا تجربه به تنهايي كافي است ؟!
پدران و مادران در طول زندگي و پرورش فرزندان خود بتدريج اطلاعات و آگاهيهاي لازم و تجربه كافي را كسب مي كنند و با مسائل تربيتي آشنا مي شوند ولي اين گونه اطلاعات غالباً بي نتيجه است و هر گز براي بازسازي و اصلاح فرزندي كه ديگر بزرگ شده است ، سودمند واقع نمي شود .زيرا مهمترين دوران تربيتي كودك سپري گشته و شخصيت او ديگر شكل گرفته است . تربيت كودك را بايد از همان آغاز تولد و حتي از دوران جنيني شروع كرد ، زيرا شخصيت كودك در همان پنج سال اول زندگي پايه ريزي مي شود .
چرا در تربيت كودك موفق نميشويم ؟!!
اغلب پدران و مادران مي گويند : " با آن كه علاقه زيادي به تربيت فرزندم دارم ، ولي نمي دانم چرا موفق نمي شوم ؟ "
مسلماً هر پدر و مادري مايل است كه فرزندش را خوب تربيت كند ، ولي تمايل به تنهايي كافي نيست و والدين بايد از مسائل تربيتي كودكان و روشهاي آن و شيوه تاثير گذاري بر كودك اطلاع داشته باشند ، زيرا عمل كردن بدون داشتن اطلاعات كافي ،نه تنها شما را به هدف نمي رساند ، بلكه حتي ممكن است شما را از هدفتان نيز دور سازد .
بي اطلاعي و عدم آشنايي پدر و مادر با اصول كلي تربيت و روشهاي صحيح جريان تربيت را از مسير مستقيم خارج مي سازد .
ميزان آگاهي والدين از مسائل تربيتي كودكان :
1- آگاهي از اصول كلي رشد كودك
2- شناخت تفاوتهاي فردي كودكان
3- شناخت روش صحيح
4- استفاده از شرايط ، موقعيت و امكانات مناسب
5- آگاهي از رفتار مناسب
تربيت كودك آنقدر دشوار نيست كه حتماً نياز به تحصيل در دانشگاه و گذراندن دوره هاي تخصصي داشته باشد و آن قدر هم آسان نيست كه بي اهميت جلوه كند و بتوان بي تفاوت از كنار آن گذشت ، بلكه تنها شناخت كودك و آشنايي با مسائل و مشكلات در مراحل مختلف سني و آگاهي از روش صحيح تربيتي اميد موفقيت در تربيت كودك را تقويت مي كند .
در اينجا من قسمتهايي از كتاب رفتار با كودك نوشته دكتر زهرا معتمدي را انتخاب كردم كه در قسمتهاي مختلف
براي شما بازگو مي كنم اميد كه بتوانيم خدمتي هر چند كوچك به كليه والدين ، بخصوص والدين جوان كرده باشيم

انضباط
نظم و ترتيب را بايد از همان سنين آغاز يعني سه يا چهار سالگي به كودكان آموزش داد ، زيرا كودك بيشتر عادتهايش را در اين سنين كسب مي كند و شخصيتش شكل مي دهد .
نظم و انضباط نه تنها در رفتارهاي كودك و تحصيل و كارهاي روزمره مثل لباس پوشيدن ، غذا خوردن ، معاشرت ، حفط و نگهداري وسايل شخصي و ابزار كار ، بلكه در فكر و اندشه و احساسات و عواطف او نيز بايد وجود داشته باشد
والدين روشهاي متفاوتي براي عادت دادن كوك به انضباط پيش مي گيرند:
در برخي خانواده ها كودكان تحت اوامر سخت و انضباط شديد هستند و الدين سختگير
در حالي كه برخي ديگر روش تربيتي مورد نظر خود را با شك و ترديد به كار مي بندند، حتي اگر روششان درست هم باشد و همواره نگران آن هستند كه مبادا با رفتار نسنجيده يا سختگيري بيجا زندگي فرزندانشان را تباه كنند و برخي خانواده ها به كودكانشان آزادي مطلق مي دهند ، عده اي از والدين هم روش اعتدال را در پيش مي گيرند .
نكاتي كه بايد در برقراري نظم و ترتيب رعايت كنيد :
1- مقررات را طوري برقرار كنيد كه احترام شما و كودكتان ، هر دو ، محفوظ بماند
2- مقررات يا محدوديتي كه برقرار مي كنيد نبايد به خاطر هوس يا به دلخواه شما باشد ، بلكه بايد مبتني بر اصول تربيتي و سازنده شخصيت كودك باشد
3- مقررات را نبايد توام با خشم و غضب و تهديد وضع كنيد
4- كودك را بايد در رعايت قوانين ، چه از لحاظ عاطفي و چه از لحاظ احساسي و رفتاري ، ياري كنيد
5- اگر كودكتان با مقرراتي كه وضع كرده ايد مخالفت كرد تعجب نكنيد و او را تنبيه ننماييد . اگر پدر و مادر قوانيني را با خوشرويي تعيين كنند معمولاً كودكان قوانين را مي پذيرند و خيلي زود خود را با آن مقررات وفق مي دهند
6- مقررات بايد ساده و قابل فهم ، عاقلانه و منطقي باشد
7- در برقراري نظم و تعيين قوانين انضباطي حتماً بايد مراحل رشد كودك ، تواناييهاي جسماني و رواني و نيازهاي او را در نظر بگيريد
8- در وضع مقررات انضباطي بايد حتماً شرايط و موقعيت كودك را در نظر بگيريد . اين گاه انعطاف شما را در اجراي قوانين ضروري مي سازد .
9- هميشه بايد در اجراي انضباظ علاقه و محبت خود را به كودك نشان دهيد و او را از محبت سيراب كنيد.
از کتاب رفتار با کودک نویسنده دکتر زهرا معتمدی
ادامه دارد.
شراره
shadi  ||  8:36 PM


توصيه های عملی

براي عادت دادن خردسالان به نظم و انضباط بايد دو چيز را كاملاً به آنها تفهيم كرد :
الف) چه رفتاري ناپسند است.
ب) چه رفتاري پسنديده است و مي توان آن را جانشين رفتار ناپسند كرد.
مثال به خواهر كوچك نبايد مشت زد ، به بالش مي توان مشت زد.
تعيين مقررات براي خردسالان بايد مطلق باشد و نه نسبي؛ يعني يك كار نكوهيده را اصلاً نبايد انجام داد، نه آنكه كمي بتوان انجام داد.
در غير اينصورت براي برقراري نظم به درد سر مي افتيد ، زيرا ضابطه مشخصي در اختيار كودك قرار نداده ايد و او نمي تواند تشخيص دهد كه چه اندازه از آن كار ممنوع را ميتواند انجام دهد، مثلاً به او نگوييد:"مي توانستي آرامتر موي خواهرت را بكشي"! بهتر است به او بگوييد :" تو اصلاً حق نداري موي خواهرت را بكشي"
بيش از آنكه محدوديتي را براي كودك بوجود آوريد، تصميم خود را بگيريد، زيرا مقررات انضباطي بايد قاطعانه وضع شوند. اگر كودك متوجه ترديد شما شود يا شما گاهي اورا از انجام عملي منع كنيد و گاهي آزاد بگذاريد ، اولاً وي دچار سردر گمي مي شود و ثالثاً دائم با شما بحث مي كند .
هنگام برقراري نظم براي خردسالان به اين نكته توجه داشته باشيد كه كودك در سن دو وسه سالگي غالباً "نه" را به راحتي در مقابل هر تقاضايي كه از او بشود به زبان مي آورد ، پس هرگز به او دستور ندهيد ، بلكه تقاضايتان را به صورت پيشنهاد با او مطرح كنيد ؛ مثلاً به او نگوييد :" روي صندلي راه نرو" بلكه بگوييد :"صندلي براي نشستن است ، نه راه رفتن"
اگر كودك از شما چيزي خواست و شما ناچار بوديد او را از آن محروم كنيدلااقل آرزويش را محترم بشماريد و بگذاريد كه با آرزويش دلخوش باشد . بهتر است در اين مورد با او همدلي و همدردي كنيد؛ مثلاً وقتي طفل اسباب بازي را در مغازه اي ميبند و آن را مي خواهد نبايد بگوييد چقدر براي تو اسباب بازي بخرم و كودك گريه كند و..
در حالي كه اگر در مقابل تقاضاي كودك با مهرباني به او بگوييد : تو دلت مي خواهد اين اسباب بازي را داشته باشي مي دانم اگر آنرا بخرم خيلي خوشحال مي شوي من امروز زياد خرج كردم يا پولم كم است فقط ميتوانم برايت يك بستني يا آدامس بخرم .
براي كودكان بزرگتر مطرح كردن قوانين و محدوديت بايد طوري باشد كه به كودك بر نخورد ، مثل : شبهاي غير تعطيل سينما ممنوع و يا امروز به اندازه كافي فيلم تماشا كرده اي ، حالا ديگر برو بخواب
در مقابل سرپيچي كودكان از قوانين چه بايد كرد؟
معمولاً كمتر پيش مي آيد كه كودك از قوانيني كه بجا و با در نظر گرفتن امكانات و شرايط و با زباني خوش وضع شده باشد سر پيچي كند ، اما گاهي اطفال قانون شكني مي كنند در اين موارد چه بايد كرد؟
شما بايد نقش خود را در مقام فرد بزرگسالي مهربان ولي جدي ايفا كنيد و عكس العملتان نبايد توام با مشاجره باشد.
توجه داشته باشيد كه در مورد خردسال عمل كردن بيشتر از سخن گفتن موثر است . مثلاً وقتي با كودك به مهماني مي رويد و هنگامي كه مي خواهيد به خانه باز گرديد او حاضر نمي شود و مرتب مي گويد : چند دقيقه ديگر
بايد از همان ابتدا چند دقيقه قبل از حركت ، زمان برخاستن را به او اطلاع دهيد و سر ساعت برخيزيد و بدون اينكه به خواهش و التماس توجه كنيد آماده رفتن بشويد.
انضباط در دوران بلوغ
دوران بلوغ خود پر از هرج و مرج و بي انضباطي است، اگر نو جوان در دوران پيش از بلوغ در خانواده فردي منضبط تربيت شده باشد، دوران بلوغ را آرامتر پشت سر مي گذارد ، در غير اين صورت كارتان دشوار مي شود زيرا در اين سن ضابطه هايي كه دوستان و همسالان نوجوان وضع ميكنند براي او اهميت بيشتري دارد و در ميان گروه دوستان بيشتر از خانه انضباط را مي آموزد
بنا بر اين اجازه دهيد كه نوجوان با دوستان مناسبي معاشرت كند . در اين سن به او آزاديهاي فردي بيشتري بدهيد ولي همچنان در اجراي مقرراتي كه تعيين كرده ايد مصر باشيد.

رفتار با کودک/دکتر زهرا معتمدی
شراره
shadi  ||  8:25 PM


Tuesday, September 16, 2003
ترس از دکتر و بيمارستان
پيشنهادهاي ريحانه: ترس از دکتر و بیمارستان معمولا از تجربه های واقعی منشاء گرفته است . اگر لازم است ، پزشک کودک یا بیمارستانش را عوض کنید و محل آشناتری را برایش انتخاب کنید .
*(می توانید برای آشنا شدن کودک به شغل و مسئولیتهای یک پزشک یا پرستار اسباب بازی هایی که در انواع مختلف در بازار موجود است تهیه و انواع لوازم پزشکی از قبیل سرم درجه آمپول و غیره را به او معرفی کنید و یک روپوش سفید برای کودک تهیه شود که هنگام بازی آنرا بر تن کند و حتی گاهی اجازه داشته باشد برای والدین یا دوستانش نقش پزشک را بازی کند . البته از کودکی که از روپوش و آمپول میترسد نباید انتظار داشت که این بازی را با میل و یکباره قبول کند شاید لازم باشد که لوازم اسباب بازی هم دانه دانه و کم کم به او معرفی شود تا ترس کودک به اشتیاق برای پذیرش مسئولیت یک پزشک تبدیل شود . این هم تجربه خودم )

*کودک را به طور منظم نزد پزشک ببرید . در نتیجه ، کودک درمیابد که دکتر مراقب سلامتی بچه هاست ، حتی وقتی که سالم باشند . هدیه ای تهیه کنید و آنرا مخفیانه به پزشک بدهید تا آنرا به عنوان پاداش ، به کودک بدهد تا خاطره مثبتی را در ذهن کودک به جا بگذارد .
*گاهی اوقات ، کودک را به بیمارستان نزدیک منزلتان ببرید تا قبل از آکه روزی به علت بیماری در آنجا بستری شود با محیط بیمارستان ، آشنا شود . اگر قوانین بیمارستان اجازه میدهد او را با خود به داخل بخش های بیمارستان ببرید و از دوست بیمار خود عیادت کنید .
*علت بستری شدن را برای کودک توضیح دهید . به او بگویید تا چه مدت باید در بیمارستان بستری و تحت معالجه باشد . به او قول ندهید که کسی او را اذیت نخواهد کرد . زیرا ممکن است معاینه پزشک برایش خوشایند نباشد .
*وقتی ضرورت بستری شدن را به اطلاع کودک رساندید بگذارید لوازم شخصی خود را جمع آوری و اگر مبخواهد چند اسباب بازی یا حتی پتویش را همراه خود به بیمارستان ببريد.

پيشنهادهاي آزيتا: شايد يكي از كارهايي كه پدر و مادر مي تونن براي تخفيف ترس بچه هاي كوچك از دكتر انجام بدن بازي هايي است كه بچه رو براي رفتن به دكتر آماده تر مي كنه. پيشنهاد من اينه که يک روپوش سفيد آزمايشگاه که خيلی هم ارزونه و راحت پيدا مي شه بخرین و تنتون کنین و با بچه دکتر بازی کنين. چون به شما انس و اعتماد داره با اين بازی يواش يواش ترسش از دکتر می ريزه. حتی بهتره اول کار که دکتر بازی می کنين خود بچه رو معاينه نکنين بلکه يکی از عروسک های محبوبش رو بکنين مريض و به بچه بگين تو بشو مامان يا باباي اين نی نی بيارش دکتر. بعد همون کارهايی که معمولا دکتر برای بچه انجام می ده شما روی عروسک پياده کنين و تعريف کنين از عروسک که چه نی نی خوبی آروم خوابيده دکتر معاينه اش کنه به به و از اين قبيل...
همين كار رو مي شه براي هر موقعيتي كه فكر مي كنين ممكنه باعث وحشت بچه بشه انجام داد و به اين شكل از قبل او رو براي رويارويي با جريان آماده كرد.

پيشنهادهاي شيدا: چه خوبه که پزشکان بخشي از اتاق انتظارشون را به بچه ها اختصاص بدن و با گذاشتن يه ميز و چهار تا صندلي
Azita  ||  12:09 AM


چطور می‌شود به بچه‌های کوچک خواندن ياد داد؟

مطلبی که می‌خوام بنويسم از روی منبع دقيقی نيست. گرچه راجع به اين موضوع هفت سال پيش دو تا کتاب خوندم ولی هر دو امانت بودن و اسم هيچ کدوم هم يادم نمونده. اما مهم اينه که آموزه‌های هر دو تا کتاب خيلی به دردم خورد و تونستم خوندن رو در سنين پايين به بچه‌ها ياد بدم. دوستام هم با اين روش نتايج موفقيت‌آميزی گرفتن. يکيشون که توی گروه والدين ايرانی عضوه و بعداْ اين جا می‌نويسه و باهاش بيشتر آشنا می‌شين پيشنهاد کرد که مطلب رو در وبلاگ هم مطرح کنم.
قضيه از اون جا شروع شد که نگار دختر من که الان ۹ سالشه، وقتی دو سال و پنج ماهش بود کاری کرد که اون موقع به نظر من عجيب اومد (همه‌مون آمادگی اين رو داريم که قربون دست و پای بلوری بچه‌هامون بريم، مگه نه؟). اون موقع‌ها من مشتری پروپاقرص برنامه‌های آموزش آشپزی تلويزيون بودم. هرروز می‌نشستم دفتر و قلم به دست، تند و تند دستور غذايی رو که خانمه می‌داد يادداشت می‌کردم. نگار هم معمولاْ کنارم می‌پلکيد. چند هفته‌ای که گذشت يک روز که داشتم دفتر آشپزيم رو ورق می‌زدم اومد بالا سرم و انگشت کوچولوش رو گذاشت روی کلمه آب و گفت «آب!» اون وقت بود که فهميدم تونسته بين کلمه‌ای که مجری برنامه گفته و علامتی که من هر روز با شنيدن اين کلمه روی دفتر کشيدم ارتباط ايجاد کنه و به اصطلاح تونسته کلمه آب رو بخونه. خواهرم وقتی موضوع رو شنيد کتابی از دوستی امانت گرفت و برام فرستاد که خوندن رو رسماْ به نگار ياد بدم. توی اين کتاب نوشته بود که اوج يادگيری آدم از ۲ تا ۵ ساله و بچه‌هايی که دور و بر ما هستن در اين سنين خيلی راحت از روی تبليغ‌های تلويزيون شکل کلمه‌هايی رو که توی تبليغ درشت نوشته می‌شه و بلند خونده می‌شه ياد می‌گيرن و بعد رو در و ديوار يا روی اتوبوس يا روی همون کالا وقتی اين کلمه رو می‌بينن به راحتی می‌خوننش. اگه ما هم با همين سيستم به بچه‌ها خوندن ياد بديم يعنی اگه به جای اين که حروف و صداهای حروف رو تک به تک به بچه‌ها ياد بديم بياييم با يک کلمه کامل مواجهشون کنيم و اون کلمه رو با صدای بلند و با شادی و روی خوش براش تکرار کنيم خيلی راحت اون کلمه در ذهنش نقش می‌بنده و جالب اين جاست که بعد از مدتی که کلمه‌های زيادی ياد گرفت خودش تجزيه و تحليل می‌کنه و بعضی از صداهای حروف رو ياد می‌گيره (مثلاْ شهريار که الان آب و تاب رو بلده بخونه وقتی کلماتی مثل حساب، خراب، کتاب و غيره رو می‌بينه نشون می‌ده و صدای اب آخرش رو می‌خونه) و دور و بر ۵ سالگی ديگه ذهن بچه کاملاْ آماده است که خود شما صداها رو هم يادش بدين و حروف الفبا رو تک به تک ياد بگيره.
از چه سنی می‌شه اين کار رو شروع کرد؟ گرچه از همون ايام نوزادی هم می‌شه، ولی چون بچه هنوز زبون باز نکرده آدم نمی‌تونه از نتيجه کارش مطمئن بشه. روش کار اين جوريه که از مقوای سفيد کارت‌های بزرگی مثلاْ به ابعاد ۲۰*۱۵ سانت می‌برين و با ماژيک قرمز درشت و واضح کلمه‌ای رو که می‌خواين ياد بچه بدين روش می‌نويسين. اگه از قبل به بچه بگين که اون روز قراره چه کلمه‌ای ياد بگيره و جلوی خودش بنويسينش موثرتره. بعد کارت رو به فاصله حدود ۳۰ سانتيمتری جلوی بچه بگيرين و کلمه رو بلند براش بخونين. صداتون رو شاد و پرهيجان کنين و چند مرتبه کلمه رو بخونين. به اون شيء يا آدمی که کلمه معرفشه اشاره کنين. روزی يک کلمه بيشتر به بچه ياد ندين. يادگيری هر کلمه تازه خيلی سريع انجام می‌شه و کار حتی به ۵ دقيقه هم نمی‌رسه. همين جور که کلماتی که بچه ياد گرفته بيشتر می‌شه می‌تونين بازی‌هايی رو به برنامه روزانه‌اش اضافه کنين تا تمرينش بيشتر بشه:
کارت‌های بزرگش رو روی هم بگذارين و دونه دونه بهش نشون بدين تا بخونه. هر کدوم رو که می‌خونه براش کف بزنين و شديداْ ابراز احساسات کنين.
روی وايت برد يا دفتر نقاشی بعضی از کلمه‌ها رو بنويسين (ريز ننويسين) تا بخونه. ازش بپرسين کلمه بعدی رو دوست داره با چه رنگی بنويسين تا هم اسم رنگ‌ها رو تمرين کرده باشه و هم با دخالت دادنش در اين تصميم‌گيری لذت بازی رو براش بيشتر کنين.
کارت‌های بزرگ رو روی زمين بچينين و يکی از اسباب‌بازی‌های کوچک مورد علاقه‌اش مثل ماشين يا عروسک رو بيارين و مثلاْ بگين حالا ماشين می‌خواد روی کارت آب پارک کنه يا عروسک می‌خواد حالا روی کارت دست بشينه و از اين قبيل.
وقتی بچه از سه سال بزرگتر باشه می‌شه با درست کردن کارت‌های کوچکتر (۵*۳ سانتيمتر) بازی go fish رو براش درست کرد (برای يادگيری کلمات جديد هنوز بايد از کارت‌های بزرگ استفاده کرد). اين بازی اين جوريه که از هر کلمه دوتا کارت درست می‌کنين بعد شما و بچه‌تون روبروی هم می‌شينين و هرکدوم ۵ تا کارت بر می‌دارين و مابقی کارت‌ها رو وسطتون روی زمین می‌گذارین. اگه جفت داشتين، جفتتون رو روی زمين می‌گذارين. هرکی جفت بيشتر داشت بازی رو شروع می‌کنه. اگه هم کسی جفت نداشت بچه بازی رو شروع می‌کنه. کسی که نوبتشه يکی از کارت‌های توی دستش رو می‌خونه. نفر مقابل اگه از اون کارت داشت بهش می‌ده اگه نه بهش می‌گه يکی بردار. به محض اين که گفت يکی بردار نوبت عوض می‌شه (يعنی اگه طرف کارت رو داشت هنوز نوبت همون اوليه است و يک کارت ديگه رو می‌خونه). باز هرکی جفت اومد دستش می‌خوابونه روی زمين. اين بازی اين قدر ادامه پيدا می‌کنه که همه کارت‌ها جفت شن و بيان پايين. بعد جفت‌ها رو می‌شمرين و هرکی بيشتر جفت داشت برنده است. در بازی‌ها تنوع رو رعايت کنين. اصل اينه که بچه خسته نشه و هميشه اين يادگيری براش جالب باشه و جنبه تفريح داشته باشه. کلمه‌هایی که خیلی شبیه هم هستن رو پشت سر هم یادش ندین مثل تاب و آب. ترتيب آموزش کلمات به بچه اين جوريه:
۱- لقب اعضای خانواده بچه (مامان، بابا و اسم يا لقب خواهر و برادر)
۲- اعضای بدن بچه (دست، چشم، پا و غيره)
۳- وسايل و خوراکی‌های مورد علاقه بچه (توپ، ماشين، عروسک، بستنی، آبنبات و غيره)
۴- وسايل موجود در خانه (يخچال، تخت، صندلی، آينه، ميز، جارو برقی و غيره)
۵- وسايل و پدیده‌های بیرون و حيوانات (سرسره، خورشيد، گربه و غيره)
۶- افعال (پريد، رفت، خوردم، گفتی و غيره)
۷- صفات (خوب، بد، خوشمزه و غيره)
۸- حروف اضافه و ربط (را، تا، با، به، که و غيره)
بعد از مرحله ۶ مي‌تونين برای بچه جمله‌های دو کلمه‌ای با کارت‌های بزرگش بسازين تا بخونه و بعد کم کم تعداد کلمات جمله رو اضافه کنين.
از کلمه‌هايی استفاده کنين که خود بچه در حرف‌هاش به کار می‌بره.
بعد از مرحله ۸ يک کتاب قصه کوچيک و کم‌کلمه تهيه کنين و کلمات جديدش رو ياد بچه بدين و با کارت هرچند وقت يک دفعه يکی از جمله‌های کتاب رو درست کنين تا بخونه. وقتی همه جمله‌ها رو تمرين کرد کتاب رو نشونش بدين تا بخونه. وقتی تونست کتاب رو درست بخونه براش يک جشن گنده بگيرين تا اين همه تلاشی که برای يادگرفتن خوندن کرده حسابی به دلش بشينه!

آزيتا
Azita  ||  12:05 AM


Monday, September 15, 2003
بدغذايی کودکان

سوال - من يک بچه دو سال و نيمه دارم که اشتهايش مثل ساير بچه ها در اين سن است و سعي کرده ايم هيچ وقت در مورد غذا خوردن به او فشار نياوريم. غذاهاي سالمي که مي دانيم دوست دارد جلويش مي گذاريم و هر روز سه وعده غذاي اصلي و دو وعده ميان غذا به او مي دهيم. مدتي است که بي مقدمه شروع کرده به اين که سر شام دو لقمه بخورد و به من بگويد که ديگر نمي خورد. بعد يکي دو ساعت بعد مي آيد و مي گويد من گرسنه ام. البته که گرسنه است چون شامش را نخورده. نمي دانيم چه کنيم. آيا دوباره بايد به او غذا دهيم يا به او بگوييم که اگر شامش را نخورد تا صبحانه از غذا خبري نيست؟
جواب (از سو گيلبرت- متخصص تغذيه) کماکان به بچه فشار نياوريد وگرنه ممکن است جنگ قدرت به راه بيفتد! هر روشي که انتخاب مي کنيد با ظاهري عادي و بي هياهو با قضيه برخورد کنيد. قوانين روشني که بدون بحث زياد به اجرا گذاشته مي شوند تاثير خوبي دارند. مثلا مي توانيد مشخص کنيد که کدام رفتارها سر ميز غير قابل قبول است. اما در مورد مقدار غذايي که بچه بايد بخورد قانون نگذاريد زيرا فقط خود او است که مي داند سير است يا گرسنه.
شايد اولين کاري که بخواهيد بکنيد اين است که مطمئن شويد وقتي سر ميز شام مي آيد آن قدر گرسنه هست که بيش از چند لقمه بخورد. به تغذيه بعد از ظهر او دقت کنيد و ببينيد آيا چيزي جلوي اشتهاي شام او را مي گيرد؟ آيا ساعت پنج به او که از گرسنگي در حال ضعف بوده خوراکي داده ايد و وقتي شام را ساعت شش مي کشيد به اندازه لازم گرسنه نيست؟ آيا تمام بعد از ظهر آب ميوه اش را سر مي کشيده؟
مدت زمان معقولي را معين کنيد که سر ميز شام با شما سپري کند و بعد به او اجازه دهيد که دنبال بازي برود. حتي اگر غذا نخورد به او بفهمانيد که دوست داريد سر ميز او هم باشد و از حضورش لذت مي بريد. به خود او توجه کنيد و نه به غذايي که مي خورد يا نمي خورد. براي يک بچه دو سال و نيمه اين مدت زمان معقول بين ۱۲ تا ۱۵ دقيقه است.
بالاخره اگر سر ميز شام غذاي زيادي نخورد دليلي نمي بينم که روي بشقاب را نپوشانيد و آن را در يخچال نگذاريد. بعد که ديرترک گرسنه شد فقط اجازه دارد همين غذا را بخورد و آن را تنها مي خورد (البته شما هم در اتاق حضور داريد) و نه در جو دلپذير شام خانوادگي. کمبود توجهي که در اين زمان در معرض آن است به اضافه محيط دلپذير ميز شام که جلوتر شاهدش بود ممکن است او را ترغيب کند که دوباره شامش را با اعضاي خانواده بخورد. البته اين امکان هم هست که او از برنامه جديد خوشش بيايد که در آن صورت بايد فکر ديگري بکنيد!
تهيه مطلب از آزيتا
منبع: www.parentsplace.com
Azita  ||  11:56 PM


Thursday, August 21, 2003
آيا كودك شما در لباس پوشيدن كند است ؟
لباس پوشيدن كودك كار روز مره اي است كه گاهي آنقدر غير قابل تحمل مي شود كه والدين را از كوره به در مي برد.جك دو ساله است مادرش وارد اتاق مي شود تا لباسهايش را بپوشد اما جك مخالفت مي كند ومي خواهد در وسط تا بستان بلوز آستين كوتاه بپوشد ،صبر مادر تمام مي شود اين امر باعث مي شود كودك بهانه بيشتري بگيرد .مادر مي گويد : يا لباست را مي پوشي يا بد مي يبيني .

جك لگد مي زند وجيغ مي كشد مادرش اورا با حركات دست تهديد مي كند .اين صحنه ،‌صحنه جنگ روزانه آنهاست .

راه حلهاي پيشنهادي :

1) لباس پوشيدن را براي كودك جالب كنيد: برايش

آواز يا داستاني بخوانيد ، مي توانيد وسيله اي جديد به دستش بدهيد .

2) لباس پوشيدن را با خواندن ترانه به كودك ياد بدهيد

به او بياموزيد كه همراه شما آوازهايي را بخواند .

3) روش لباس پوشيدن را به كودك ياد بدهيد : مي توانيد براي انجام اين كار از عروسكهايش استفاده كنيد به كودكتان بگوييد لباسها را به تن عروسكش بكند .

4) لباس مناسب انتخاب كنيد :

براي لباس پوشاندن به كودك سعي كنيد از لباسهاي راحت وبدون زيپ ودگمه استفاده كنيد .

5)با همديگر لباس بپوشيد :

يك مسابقه تفريحي بين خود وكو دكتان بگذاريد وبه بگوييد مي خواهم بدانم كدام يك از ما زودتر لباس مي پوشد .

6)‌لباس آتشنشاني

به كودكتان بگوييد كه فرض كند جايي آتش گرفته پس او بايد مثل يك آتشنشان ماهر عمل كند ، لباسهايبش را بپوشد وآتش را خاموش كند ،‌بهتر است به خاطر سرعت عملش يك پاداش به او بدهيد

جنگ مسواك زدن

shadi  ||  4:11 AM


ده خواسته مشترک بچه‌ها از والدين

مطلب زیبای زیر رو دوست خوبمون مریم تهیه کرده ولی حیف که باز هم منبعش رو ذکر نکرده! مریم جون، منبع رو توی یک یادداشت همین زیر بنویس لطفاْ

آن‌ چه‌ در مورد دوران‌ بچه‌داري‌ و تربيت‌ فرزند جاي‌ افسوس‌ دارد، آن‌ است‌ كه‌ بچه‌داري‌ وظيفه‌ و شغلي‌ موقتي‌ است. روزهاي‌ فعال‌ و پرمسئوليت‌ ما به‌ عنوان‌ پدر و مادر براي‌ تربيت، نگهداري‌ و مراقبت‌ از فرزند در حال‌ شمارش‌ معكوس‌ است. براي‌ شما چطور؟ چقدر از روزهاي‌ شيرين‌ بچه‌داري‌تان‌ باقي‌ مانده‌ است؟ فرض‌ كنيد كوچك‌ترين‌ فرزند شما پنج‌ساله‌ است‌ و تقريباً در 18سالگي‌ زندگي‌ مستقلي‌ را شروع‌ خواهد كرد. بنابراين‌ شما فقط‌ 13سال‌ يا 156ماه‌ يا 4745 روز وقت‌ داريد! اين‌ زمان‌ مثل‌ برق‌ خواهد گذشت‌ و پيش‌ از اين‌ كه‌ خود متوجه‌ شويد شغل‌ شما در زمينه‌ بچه‌داري‌ به‌ پايان‌ خواهد رسيد. اين‌ آگاهي‌ موجب‌ مي‌شود ما پدر و مادرها بر عملكرد و رفتار خود نسبت‌ به‌ فرزندمان‌ بازبيني‌ و دقت‌ نظر داشته‌ باشيم. شما به‌ عنوان‌ پدر و مادر چگونه‌ رفتار مي‌كنيد؟ همه‌ ما كوچك‌ترين‌ رفتار فرزندمان‌ را به‌دقت‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌دهيم، حال‌ آن‌ كه‌ معمولاً رفتارها و برخوردهاي‌ خود را در نظر نداريم؛ اما چرا از ديد فرزندان‌ به‌ رفتار خود نگاه‌ نمي‌كنيم؟ ما صدهزار كودك‌ را مورد تحقيق‌ قرار داديم‌ و از آنان‌ سؤال‌ كرديم‌ كه‌ از والدين‌
خود چه‌ انتظاراتي‌ دارند؟ ده‌ پاسخ‌ مشترك‌ اين‌ كودكان‌ را برگزيده‌ايم‌ كه‌ به‌ ذكر آن‌ها مي‌پردازيم. شما نيز مي‌توانيد در هر يك‌ از اين‌ موارد با ما همراه‌ باشيد و رفتارهاي‌ خود را مورد ارزيابي‌ قرار دهيد.
1. فرزندان‌ والديني‌ مي‌خواهند كه‌ در حضور آنان‌ با يكديگر مشاجره‌ و دعوا نكنند. از آن‌ جا كه‌ بچه‌ها بيش‌تر تمايل‌ دارند به‌ آن‌ چه‌ پدر و مادر انجام‌ مي‌دهند عمل‌ كنند و نه‌ ضرورتاً آن‌ چه‌ كه‌ والدين‌ مي‌گويند، بنابراين‌ بيش‌تر در جست‌وجوي‌ الگويي‌ عيني‌ و عملي‌ براي‌ رفتار خود هستند. شما چگونه‌ اختلاف‌ نظرتان‌ را با ديگران‌ حل‌ مي‌كنيد؟ آيا قادريد بدون‌ پرخاش‌ و حمله‌ به‌ شخصي‌ ديگر يا بدون‌ دفاع‌ از خويش، عدم‌ توافق‌ و رضايت‌ خود از ديگران‌ را بروز دهيد؟ مسلماً در اين‌ صورت‌ فرزند شما مي‌آموزد كه‌ عصبانيت‌ خود را كنترل‌ و مشاجرات‌ و اختلاف‌ نظر خود
با ديگران‌ را به‌ مثبت‌ترين‌ و بهترين‌ شيوه‌ حل‌ كند.

2. فرزندان‌ والديني‌ مي‌خواهند كه‌ تمام‌ اعضاي‌ خانواده‌ را به‌ يك‌ چشم‌ بنگرند و بين‌ آن‌ها تبعيض‌
قائل‌ نشوند. البته‌ رعايت‌ مساوات‌ بين‌ فرزندان‌ به‌ اين‌ معنا نيست‌ كه‌ دقيقاً در مورد همه‌ فرزندان‌
بايد واكنش‌ يكسان‌ داشت، زيرا هر بچه‌اي‌ شخصيتي‌ منحصربه‌فرد دارد، اما تك‌تك‌ آن‌ها به‌ يك‌ نسبت‌ به‌ عشق‌ و درك‌ پدر و مادر نياز دارند. ارتباط‌ خود با هر يك‌ از فرزندانتان‌ را ارزيابي‌ كنيد.

3. فرزندان‌ والديني‌ مي‌خواهند كه‌ صادق‌ و درستكار باشند؛ پدر يا مادري‌ كه‌ با اشاره‌ به‌ فرزند خود مي‌گويد به‌ كسي‌ كه‌ پشت‌ تلفن‌ است‌ بگو من‌ نيستم، ممكن‌ است‌ متوجه‌ نباشد كه‌ چه‌ چيزي‌ را به‌ فرزند خود آموزش‌ مي‌دهد.

4. والديني‌ كه‌ نسبت‌ به‌ ديگران‌ شكيبا و بردبارند؛ وقتي‌ پدر و مادر از كارهاي‌ نادرست‌ ديگران‌
چشم‌پوشي‌ مي‌كنند و شكيبايي‌ و گذشت‌ از خود نشان‌ مي‌دهند، فرزندان‌ مي‌آموزند نسبت‌ به‌ افرادي‌ كه‌ با آن‌ها اختلاف‌ سليقه‌ و تفاوت‌ دارند صبور باشند. شما چگونه‌ به‌ فرزند خود صبر و بردباري‌ مي‌آموزيد؟

5. والديني‌ كه‌ از آمدن‌ دوستان‌ بچه‌ها به‌ خانه‌ استقبال‌ كنند؛ اگر دوستان‌ فرزندتان‌ در خانه‌ شما جمع‌ شوند، در آن‌ صورت‌ خواهيد دانست‌ كه‌ او با چه‌ افرادي‌ رفت‌وآمد و معاشرت‌ دارد. اگر پذيراي‌ دوستان‌ فرزند خود باشيد در آن‌ صورت‌ در مورد آن‌ها شناخت‌ پيدا خواهيد كرد.

6. والديني‌ كه‌ با فرزند خود رابطه‌ روحي‌ و عاطفي‌ برقرار مي‌كنند؛ پدر و مادري‌ كه‌ سعي‌ كرده‌اند از كودكي‌ فرزند با وي‌ رابطه‌ مستحكم‌ و عميق‌ روحي‌ داشته‌ باشند، در بزرگسالي‌ فرزند نيز
تاثيرگذاري‌ بيش‌تري‌ بر وي‌ خواهند داشت. شما چگونه‌ مي‌توانيد چنين‌ روابطي‌ را در خانوادهِ خود برقرار كنيد؟

7. والديني‌ كه‌ پاسخگوي‌ سؤالات‌ بچه‌ها باشند؛ آيا تا به‌ حال‌ چنين‌ گناهي‌ را مرتكب‌ شده‌ايد كه‌ به‌ فرزند خود بگوييد: حالا سرم‌ شلوغه، بگذار بعداً راجع‌ به‌ اين‌ موضوع‌ با هم‌ صحبت‌ مي‌كنيم. ؛ و آن‌ بعداً هرگز پيش‌ نيامده‌ باشد؟! امروز و حالا براي‌ پاسخگويي‌ به‌ سؤالات‌ فرزند خود وقت‌ بگذاريد؛ و هنگامي‌ كه‌ پاسخ‌ سؤالات‌ را نمي‌دانيد سعي‌ كنيد در يافتن‌ پاسخ‌ او را ياري‌ دهيد.

8. والديني‌ كه‌ در صورت‌ لزوم‌ فرزندان‌ را تربيت‌ كنند؛ اما نه‌ در حضور ديگران‌ و به‌خصوص‌ دوستان‌ آنان. جاي‌ تعجب‌ است‌ كه‌ بچه‌ها خود نيز خواهان‌ قيد و بند هستند، اما از آن‌ها توقع‌ نداشته‌ باشيد هميشه‌ داوطلب‌ تنبيه‌ و گوشزد شما باشند.

9. والديني‌ كه‌ به‌ جاي‌ درنظرگرفتن‌ نقاط‌ ضعف، بر جنبه‌هاي‌ مثبت‌ فرزند خود تكيه‌ كنند؛ به‌ فرزندتان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پازل‌ ناتمام‌ بنگريد و به‌ جاي‌ آن‌ كه‌ قسمت‌هاي‌ خالي‌ و كامل‌نشدهِ
اين‌ پازل‌ را مورد توجه‌ قرار دهيد، بخش‌هاي‌ كامل‌شدهِ زيباي‌ آن‌ را در نظر بگيريد. ليستي‌ از
نقاط‌ قوت‌ او در ذهن‌ داشته‌ باشيد و در فرصت‌هاي‌ مناسب‌ آن‌ها را بيان‌ كنيد.

۱0. والديني‌ كه‌ با بچه‌ها سازگار و ياري‌دهنده‌ آنان‌ باشند؛ بايد بپذيريم‌ كه‌ ما هميشه‌ با فرزند
خود سازگار نبوده‌ايم، اما دائماً سعي‌ مي‌كنيم‌ همراه‌ و هم‌راي‌ آنان‌ باشيم. گرچه‌ عدم‌ توافق‌ و سازگاري‌هاي‌ موقتي‌ ما شخصيت‌ فرزندمان‌ را ويران‌ نمي‌كند، اما فرزندان‌ نياز دارند كه‌ بدانند آيا عشق‌ شما و نيز محدوديت‌هايي‌ كه‌ برايشان‌ ايجاد كرده‌ايد دائمي‌ هستند؟ زيرا ايمني‌ و سلامت‌ در كنار محدوديت‌ها و مرزها به‌ وجود مي‌آيد. آيا فرزندان‌ نياز به‌ ياري‌ و سازگاري‌ بيش‌تر شما دارند يا خير؟

خود را چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌كنيد؟ به‌ هر حال‌ اميدواريم‌ نكات‌ ذكرشده‌ را در تربيت‌ فرزندان‌ دلبندتان‌ رعايت‌ كنيد و با بررسي‌ رفتار خود در جايگاه‌ والدين، بهترين‌ شيوه‌ را در برخورد با آنان‌ در پيش‌ بگيريد.
shadi  ||  4:07 AM


لجبازی کودکان - تلاش برای پيشگيری!

چه کنيم تا کودک رفتار بهتري داشته باشد؟
شما الگوي بچه هايتان هستيد. اگر مي خواهيد کودک را تشويق کنيد که بهتر رفتار کند بايد خودتان باملاحظه- مهربان - صادق و باحوصله باشيد. ثبات و عشق را به کودکان ارزانی کنید. وقتي قوانين ثابت بمانند براي کودک آسان تر است که ياد بگيرد مرز کارهاي مجاز او کجا است. اگر به بچه اجازه نمي دهيد که در اتاق نشيمن توپ بازي کند وقتي مهمان داريد هم اين اجازه را به او ندهيد. رفتار خوب کودک را با در آغوش کشيدن او يا توجه کردن به او - مثلا با قصه خواندن براي او يا بيرون بردنش - پاداش دهيد. آن چه کودک بيش از هر چيز به آن نياز دارد صرف وقت با شما است.
چند پيشنهاد:
* در پايان يک روز پرفعاليت که کودک به راحتي عصباني مي شود يا شما را عصباني مي کند بهترين کار اين است که زود غذايش را بدهيد و او را بخوابانيد.
* وقتي کاري خارج از توانايي او است و خشم و سرخوردگي در او بالا مي گيرد بايد توجهش را به چيز ديگري معطوف کنيد و به او دلگرمي دهيد.
* در برابر طغيان هاي عاطفي کودک که معلوم است براي تحت تاثير قرار دادن شما و وادار کردنتان به عوض کردن تصميمي که گرفته ايد راه انداخته تسليم نشويد.

منبع
تهيه مطلب از آزيتا
shadi  ||  3:46 AM






گرافيك اين سايت اقتباسي است از
Miz Graphics
 rocks yer socks off!



وبلاگ‌هاي اعضاي گروه والدين ايراني

آرام